میلاد فیشر - دنیای ماهیگیری


+ طنز ماهیگیری

   شوهری که میخواست یواشکی بدون اجازه همسرش به ماهیگیری بره

          

 

جمعه صبح  زود از خواب بیدار شدم،

آروم لباس پوشیدم و طوری که زنم از خواب بیدار نشه،

ناهارم رو برداشتم،

آروم رفتم توی گاراژ خونه،

قایق ام رو  بستم به پشت ماشینم و از خونه به قصدماهیگیری رفتم  بیرون

درهمین حین متوجه شدم که بیرون باد شدیدی میاد،

هوا بارونیه و رادیو  رو هم که روشن کردم متوجه شدم تمام روز وضعیت هوا به همون بدی باقی خواهد موند.

تصمیمم عوض شد،

دوباره آروم برگشتم خونه،

ماشین رو تو گاراژ پارک کردم،

لباسم رو درآوردم و یواش رفتم تو رختخواب کنار زنم که هنوز خواب بود

….

همسرم رو از پشت بغل  کردم و آهسته تو گوشش گفتم :

هوا بیرون خیلی بده

….

همسر عزیزمجواب داد :

آره،

ولی باورت میشه که این شوهر  احمق من تو همچین هوائی رفته  ماهیگیری ؟

 

 ارادتمند شما میلاد فیشر

عینک

نویسنده : میلاد فیشر ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک